تبليغاتX
نجواگر حضور...
 

***

دعا بدون قرباني نمي شود همانطور که بدست آوردن با از دست دادن همراه است.

 در دعا قرباني کن و بهترين قرباني ها چشم بستن بر وابستگي ها، داشتني ها و خواستني هاست. در ايام قديم خواستني ترين چيزي که مردم داشتند گاو و گوسفند بود و چون زندگي آنان به آن مي چرخيد و حکم اين بود که گوسفند قرباني کنيد . . . يحيي (ع) فرمود ((قرباني مطلوب خداوند قلبهاي پشيمان و گريان و نرم است )) قرباني بخشي از قيمتي است که بايدبپردازيد.

آنکه با ايمان خود دعا مي کند ترديد خود را که به آن وابسته است

قرباني کرده . . .

 

برگرفته از تعالیم استاد فتاح

+ نوشته شده توسط ودود در و ساعت |

 

***

درنظرمردم دعا و توكل و بسياري از امور باطني ديگر، شبه واقعيتي است

 كه غالباً واقعيت ندارد پس جدي گرفته نمي‏شود.

كاري رؤيايي است كه براي انسان‌هاي ضعيف و نيازمند خوب است. بيشتر براي قوت قلب است و نااميد نشدن نه براي به تحقق رساندن و به تحقق رسيدن؛ گاهي تمسخرآميز است گاهي تحقيرآميز. اگر هم به آن اندك احترامي تو خالي گذاشته مي‏شود، براي راحتي وجدان و خالي نبودن تقدس است. حتي بعضي‏ها خجالت مي‏كشند با صداي بلند دعا كنند چون ممكن است به چيزهاي مختلف متهم شوند.

 در ارتباط با خداوند و واقعيات الهي مانند دعا و توكل و فيوضات، مردم يا منكراند كه درصورت انكار محروم از آنند و نخواهند ديد آنچه را كه انكار مي‏كنند، پس آنرا تجربه نمي‏كنند. يا باورمي‏كنند، باوري كه ترديد از اجزاء پنهان است. اينها گاهي مي‏بينند و تجربه مي‏كنند اما با شدتي كم و اندازه‏اي كم چون قدرتِ باورِترديدآميز، اندك است وگاهي هم چيزي براي تجربه كردنشان وجود ندارد. عدة اندكي هم ايمان دارند. اينها عموماً واقعيات باطني و الهي را مي‏بينند و تجربه مي‏كنند و از آن برخور دارند و عده‏اي بسياركمتركه به آساني مي‏توان آنها را شمرد، به يقين كامل و يگانگي و لقاء رسيده‏اند. آنان خود حقيقتي باطني‏اند و به چشمه‏اي از واقعيات باطني بدل شده‏اند.

نمي‏بينند بلكه ديدني‏ها را به ديده مي‏رسانند و تجربه نمي‏كنند كه خود موضوع تجربه جويندگانند. در باوركنندگان دعا و توكل مثل لرزاندن كوه است كه مي‏تواند تغييراتي را درسطح كوه پديد آورد. آنها مي‏توانند در زندگي خودوديگران اثربگذارند اما نه تأثيراتي عميق، مي‏توانندوضعيت‌ها را تااندازه‏اي تشديد يا تضعيف كنند اما نه متحول، لكن ايمان‏آورندگان مي‏توانند كوه‌ها راجابجا كنند وازميان راه بردارند. مي‏تواننداوضاع زندگي خود وديگران را به تناسب قدرت ايمانشان دگرگون سازند و در زير و سطح زندگي، تغييراتي را بوجود آورند.

 قادرند وضعيت‌ها رابه اوضاع ديگري تبديل كنند و چيزها را به چيز ديگري بدل نمايند. آنها كيمياگراني باطني‏اند. اگرقدرت دعاي باوركنندگان مثل نيروي بخاراست،

 اقتدار دعاي ايمان‏آورندگان مانند نيروي برق است اما توان يقين‏داران و متصلان مثل قدرت عظيم هسته‏اي و نيروي ضد ماده و بلكه بيش از اين است. آنان عيناً داراي قدرت خلاقه الهي‏اند.

مي‏توانند بوجود آورند و نابود كنند. وقتي با كوه‌هاي مسائل برخورد مي‏كنند در لرزاندن و جابجا كردن كوه‌ها متوقف نمي‏شوند بلكه قادرند كوه‌ها را محو و نابود كنند يا جايي‌كه كوه نيست آنرا بوجود آورند. اگر باوركنندگان از آشنايان شاه و ايمان‏داران از خانواده شاه محسوب مي‏شوند، يقين‏داران و متصلان، به مقام شاهي رسيده‏اند و تاج برسرند. متصلان يكي شده‏اند و يكي هستند و يگانه‏اند، پس از تمام قدرت و شعور و حضور يكي برخوردارند. آنان قادرند روح دعا و توان دعا كردن را به شايستگان بدهند.

برگرفته از درس های دعا و توکل استاد فتاح

+ نوشته شده توسط ودود در و ساعت |